روز و شب

شب
خستگی‌ام را
تا قطره‌ی آخر
لیسید.
 
تمام روز
تلاش ما
رسیدن به آرامش بود.
قطعه‌ای اینجا
قطعه‌ای آنجا
قطعات را بر هم سوار کردیم
برای ساختن چیزی
که از شناختنش عاجز بودیم
و تنها
احساس مبهمی از رهایی به ما می‌داد.
 
شب
اما
واقعیتی از جنس چوب سرو
که می‌شود بدان تکیه زد
و زیر وزن آرزو‌های تو
تاب می‌آورد.
 
                                                     14 آذر 1382

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *