به احترام سکوت

من
می‌دانم
و تو
می‌دانی
که خیابان آنجاست
حتی اگر
عابری از آن عبور نکند
یا
شب
حجاب تاریکی
بر آن افکنده باشد.
 
من
می‌دانم
و تو نیز
می‌دانی
رشته‌ی ناگفته‌ی واژه‌ها
در پس ذهن
منتظر است
تا به کلام بدل شود.
 
روزی
که به قطع
امروز نخواهد بود
خاکستر واژه‌های سوخته را
در یک ظرف چینی ظریف
برابرم
بر تاقچه جای خواهم داد
به احترام رفتگان
و
هرگز نیامدگان.
 
                                          5 آذر 1382
                             

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *