مقاله‌ها

کورمک مک‌کارتی و رُمان وسترن

بخش اول از سه مقاله درباره‌ی کورمک مک‌کارتی، رمان‌نویس شهیر آمریکایی، شامل شرح حالِ مختصری از وی و نیز معرفی رمان  نصف النهار خون است؛ رمانی پر از خون و خشونت که در آن مَک‌کارتی تأثیر استادانی چون شکسپیر، ملویل، فاکنر و داستایوفسکی را گرد هم آورده است و در آن می‌توان صدای انجیل پادشاه جیمز و کمدی الهی دانته را نیز شنید. مک‌کارتی با نثری غنی و تغزلی به تجربه‌ی افراط در خشونت پرداخته و پرسش‌هایی درباره‌ی مفهوم و هدف زندگی انسان را مطرح کرده‌است.

|عاشقانه، سال 33، شماره391|

کورمک مک‌کارتی و همه‌ی اسب‌های زیبا

بخش دوم از سه مقاله درباره‌ی کورمک مک‌کارتی به رمان همه‌ی اسب‌های زیبا می‌پردازد، رمانی که مایه‌ی شهرت عام ِ مک‌کارتی شد. این رمان که نخستین بخش تریلوژی مرز اثر مک‌کارتی است، تعمقی در شرایط تاریخی قرن بیستم آمریکا را آغاز می‌کند که در دو کتاب بعدی این تریلوژی، همچنان ادامه می‌یابد. بخش دوم این تریلوژی با عنوان عبور از مرز، یک دهه پیش از همه‌ی اسب های زیبا، آغاز می‌شود. اگر چه این رمان، در ظاهر، روایت یک سفر برای رسیدن به اهدافی است که در سر راه آن ماجراجویی‌های گوناگون و داستان عشق کمین کرده‌است، اما این پیرنگ، چارچوبی است برای بیان نگرانی‌های مضمونی عمیق‌تر.

|عاشقانه، سال 33، شماره 392|

کورمک مک‌کارتی و پایان عصر وسترن

مک‌کارتی در آخرین رُمان از تریلوژی مرز، پیوندی میان بخش اول و دوم تریلوژی برقرار می‌کند و قهرمانان آن دو رُمان را در کنار هم قرار می‌دهد. این رُمان با عنوان شهرها بر پهنای دشت، بر پایه‌ی دو تأکید مضمونی استوار است که هر یک بر حول شخصیتی جداگانه دور می‌زند. جان گریدی و بیلی، دو قهرمان متفاوت، و درعین حال مکملِ یکدیگر هستند که نگرانی و انگیزه‌های آنان، نیروی محرکه‌ی این تریلوژی است. عنوان این رمان از فصل نوزدهم سفر پیدایش درباره‌ی شهرهای سَدوم و گمورا برگرفته شده‌است. چون این دو شهر در گناه غرقه شدند، از صفحه‌ی روزگار محو گشتند.

|عاشقانه، سال 33، شماره 393|

شعر انجل آیلند: فصلی در تاریخ مهاجرت

اشعار انجل آیلند، نه تنها برگی از تاریخچه‌ی مهاجرت کشور آمریکا هستند، بلکه آغازی نیز برای ادبیات چینی تبارانِ آمریکا به شمار می‌آیند. پس از تصویب قانون ممنوعیت ورود کارگران چینی به آمریکا در سال 1882، بسیاری از این مهاجران در ایستگاه مهاجرتی آنجل آیلند در بازداشت نگاه داشته شدند. آنها آنچه که توان گفتن‌اش را به مأموران اداره‌ی مهاجرت نداشتند، به صورت اشعار کلاسیک چینی بر دیوارهای چوبی ایستگاه مهاجران حَک کردند. اگر چه این مهاجران چیزی بیش از تحصیلات ابتدایی نداشتند، اما بار عاطفی و احساسی اشعارشان که در شرایطی سخت سروده شده بود، هنوز پس از فرسایش سالیان، قابل لمس و ادراک است.

|عاشقانه، سال 34، شماره 403|

اَن تایلر: کشف زیبایی در روزمرگی

در نخستین بخش از دو مقاله که به اَن تایلر، رمان‌نویس شهیر آمریکایی و همسرِ نویسنده‌ی فقید ایرانی، محمدتقی مدرسی، اختصاص داده شده‌است، شرح حال مختصری از تایلر و نکاتی درباره‌ی سه رمان  درس‌های تنفس، شاید قدیس و نقب زدن به آمریکا آمده‌است. موضوع رمان‌های تایلر در مدت بیش از پنجاه سال کار حرفه‌ای وی، بیشتر زندگی روزمره‌ی آدم‌های متوسط بوده‌است. دل مشغولی ذهنی وی به قولِ آپدایک “در چشم کشیدن زیبایی زندگی روزمره است.”

|عاشقانه، سال 34، شماره 398|

اَن تایلر و تراژدی خانوادگی

در دومین بخش از دو مقاله درباره‌ی اَن تایلر، سه رمان شام در رستوران دلتنگان، قرقره‌ی آبی و دختر ترشیده، مورد بررسی قرار می‌گیرد. شام در رستوران دلتنگان را بسیاری از ناقدان، بهترین اثر تایلر دانسته‌اند. در این داستان می‌بینیم که چگونه ممکن است رویدادهای مشابه از دید افرادی متفاوت، به شکلی متفاوت تعبیر شود و می‌توان زندگی یک خانواده را از دیدگاه‌های مختلف مادر و سه فرزند دنبال کرد.

 |عاشقانه، سال 34، شماره 399|

در دفاع از رئالیسم مدرن

این مقاله به بررسی اجمالی تجربه‌ی رئالیسم در ادبیات معاصر آمریکا می‌پردازد، و در برابر این افسانه که عصر رئالیسم به پایان رسیده‌است، نمونه‌هایی درخشان از آثار رئالیستی در دوران معاصر را ارائه می‌دهد. حتی نویسندگانی که در ابتدای کار ادبی خویش آثاری پسامدرن عرضه کردند، بعدها به اَشکالی از رئالیسم روی آوردند. یکی از مهم‌ترین کارکردهای رئالیسم مدرن، ثبت و ضبط تجربه‌ی ملیت‌ها و اقوام مختلف در داخل بافت جمعیتی آمریکای معاصر است.

 |عاشقانه، سال 34، شماره 405|

پُل آستر و رُمان پَسامدرن

در این مقاله، یکی از آثار مهم رمان پَسامدرن با عنوان تریلوژی نیویورک، مورد بررسی قرار می‌گیرد. ترفندی که آستر در این رُمانِ به ظاهر کارآگاهی، مورد استفاده قرار می‌دهد، وارد کردن یک راوی غیرقابل اعتماد در ژانری است که قانون نخست آن، لزوم اعتماد کامل به نقطه نظرِ قهرمان داستان است. خواننده که معمولاً تمایل دارد خارج از جهان تخیلی رمان قرار گیرد و از بیرون آن را نظاره کند، در این رمان ضد کار آگاهی، وارد متن داستان می‌شود و گویی که امنیت وی، دیگر تضمین شده نیست.

 |عاشقانه، سال 34، شماره 404|

شاعر یک چشم در سرزمین کوران

در بخش اول از دو مقاله‌ای که به دستاورد شعری رابرت کریلی اختصاص داده شده‌است، چند شعر از وی مورد تحلیل قرار می‌گیرد. کریلی با کنار هم گذاشتن جملات و یا عبارات کوتاه، بازی با اَشکال نحوی و ضرب آهنگ زبان، سبک ویژه‌ی خود را آفرید؛ سبکی که با تأکید بر آهنگ واژه‌ها و نیز وسواس شدید در چینش و انتخاب مکان واژه‌ها مشخص می‌شود. در این مقاله، همچنین شرح حال کوتاهی از کریلی ارائه می‌شود.

 |عاشقانه، سال 34، شماره 400|

رابرت کریلی: عشق، خاطره، پیری و مرگ

در بخش دوم از دو مقاله‌ای که به دستاورد شعری رابرت کریلی اختصاص دارد، اشعاری از مجموعه‌های برای عشق و بعداً مورد بررسی قرار می‌گیرد. در اغلب اشعار کریلی، دو موضوع پیری و مرگ، نقش کلیدی بازی می‌کنند. کریلی سعی کرد مفهوم متداول شعر منفرد را تغییر دهد و به جای آن به خوانندگانش زنجیره‌ای از اشعار پاره پاره را عرضه کند که هیچیک دارای آغاز و یا پایان مشخصی نیستند.

 |عاشقانه، سال 34، شماره 402|

اِن. اسکات مامادِی و جنبش باززایی سرخپوستان آمریکا

در سال 1969 یک سرخپوست جوان برای نوشتن نخستین رُمان خود، برنده ی جایزه ی پولیتزرشد واین اتفاق درحیات ادبی جامعه ی سرخپوستان آمریکا اهمیت ویژه داشت. برای مدتی طولانی، سرخپوستان آمریکا از جریان اصلی فرهنگ آمریکا دور بودند و به دلیل پیشداوری ها و کج فهمی ها، با آنها چون قومی بیگانه رفتار می شد. رُمان اِن اسکات مامادِی به نام خانه ای از جنسِ سَحَر، اولین گام در جهت به رسمیت شناخته شدن ادبیات سرخپوستان آمریکا بود. تا پیش از آن، ادبیات غنی سرخپوستان ازطریق شفاهی از نسلی به نسل های بعد انتقال پیدا کرده بود.

 |عاشقانه، سال 30، شماره 359|

مامادِی و خانه ای از جنسِ سَحَر

در خانه ای از جنسِ سَحَر، مامادِی، موضوعِ بیگانگی و سردرگُمی سرخپوستان در جامعه ی آمریکا را به نمایش می گذارد. ارتباط یک انسان با محیط طبیعی اطرافش، ارتباطی عمیق است. جدا سازی سرخپوستان ازمحیط طبیعی پیرامون آنها، مایه ی رنج و مرارت های غیرقابل وصفی شده است که سرخپوستان هنوزازآن رنج می برند. بسیاری ازآنان، راه فرار را پناه بردن به الکل تصور کرده اند. قهرمان داستان خانه ای از جنس سحرمی خواهد به چیزی احساس تعلق داشته باشد ودرکناردیگران برای هدفی مشترک فعالیت کند. اما پس از بازگشت از جنگ تنهاست و به هیچ چیزوهیچکس تعلق خاطر ندارد. این احساس، باعث سردرگمی وخشم روز افزون اومی شود. وی در جنگی درونی با خویشتن، سعی دارد راه نجات از این بحران هویت را پیدا کند.

|عاشقانه، سال 31، شماره 360|

جیمز بالدوین و اعتلای جنبش حقوق مدنی در آمریکا

جیمز بالدوین چشمانی تیزبین درنقدِ جامعه ی آمریکا داشت. در دوره ای که رهبران جنبش مدنی آمریکا چون مارتین لوترکینگ و مالکوم اِکس بر ضد نژادپرستی فعالیت می کردند، بالدوین به آمریکا بازگشت وبا نوشتن کتاب ومقالاتی مهم درباره ی مناسبات نژادی درآمریکا، فصل جدیدی را در روشنگری اجتماعی گشود. امکان زندگی وسفردر اروپا به بالدوین کمک کرد تا بتواند به جامعه ی زادگاه خود با دیدی جدید بنگرد و آن را زیرذرّه بین نقد قرار دهد. پیشینه ی بالدوین به عنوان یک واعظ مذهبی، باعث شد که اشارات متعددی در آثارش به کتاب مقدس داشته باشد، اگر چه بعد ها کلاً از کلیسا برید وبی دینیِ کامل پیشه کرد.

|عاشقانه، سال 28، شماره 326|

نُرمن مِیلر: پلی میان ادبیات و ژورنالیسم

نُرمن مِیلِراز جمله بنیانگذاران ژانر ژورنالیسم جدید است که شخصیت و زندگی خویش را به بخشی ازموضوع نوشته هایش بدل ساخت. چاپِ رُمان عریان و مُرده درسال 1948، آغازی درخشان واما بحث انگیزبرای کارادبی مِیلِر که درآن زمان بیست و پنج سال داشت، به شمار می آمد. برخی ناقدان، آن را بهترین رُمانی خواندند که در باره ی موضوع جنگ جهانی دوم به رشته ی تحریر درآمده است. پس از آن، میلر رُمان های متعددی نوشت، اما همچنان عریان و مرده از معروف ترین آثار او باقی ماند. مِیلِر مقالات انتقادی متعددی در باره ی حیات اجتماعی و سیاسی دهه ی شصت آمریکا نوشت و تقریباً هرفعالیت قلمی و ژانر ادبی را آزمود.

|عاشقانه، سال 23، شماره 275|

عریان و مُرده در برابر هجوم ماشینیسم

زبان صریح و گُستاخانه ی رُمان عُریان و مُرده، اثر نرمن مِیلر، مباحثات قلمی بسیاری را در مورد اهمیت ادبی آن رمان بر انگیخت. مِیلر معتقد بود که نویسنده بهترین آثارش را زمانی می آفریند که موضع مخالفت با جامعه اش داشته باشد. رمان عریان و مُرده دیدگاهی تکان دهنده و وحشت آفرین از مردان درحال جنگ را نمایش می دهد. مسائل مطرح شده دراین رمان به جامعه ای مربوط می شود که مردان جنگ پس از پیروزی و یا شکست باید به آن بازگردند، داستان ژنرال های تشنه ی قدرت ولیبرال های سرخورده. بازگو کردن روایت جنگ ازدودیدگاه کاملاً متفاوت، به این رمان عمق جدیدی بخشیده است که بسیاری از رمان های جنگی تا آن زمان، فاقد آن بود.

|عاشقانه، سال 24، شماره 276|

آلیس واکر: انقلابی گری و فمینیسم

شهرت ادبی واکر با انتشارسومین رُمانش با عنوان  رنگ بنفش که جایزه ی ادبی پولیتزر را  ربود، درهمه جا پیچید و او را به یک چهره ی اجتماعی بدل ساخت. نوشته های وی بازتاب جامعه ای بود که درآن زبان و فرهنگ سیاهپوستان، مُهر بردگی را برخود داشت. بعضی ازمنتقدان، داستان های واکر را به خاطرسیاه نمایی بیش ازحدّ نقش مردان، مورد انتقاد قرارمی دهند. واکِرخود نیزدرصدد انکارِ لحن یک سویه اش نیست واعتراف می کند که زندگی زن سیاهپوست برای او بسیاراهمیت دارد.

|عاشقانه، سال 30، شماره 353|

رمان رنگ بنفش، شاهکارادبی آلیس واکر

اسکلت اصلی رمان رنگ بنفش را مجموعه ای ازنامه ها – از طرف سی لی به خدا ونیزازطرف نِتی به سی لی – تشکیل می دهد. سی لی دخترسیاهپوستی است که مورد تجاوز پدرخوانده ی خود قرارگرفته است وچون فریاد رسی نمی یابد، به خدا نامه می نویسد. بزرگ ترین چالش زندگی وی این است که تصویرخدا را ازمردی سفید پوست، سالخورده و ریشداربه موجودی که با او و در درون او زندگی می کند، تغییر دهد. یک مضمون اصلی در رمان رنگ بنفش اتحاد زنان است؛ حتی زنانی که ابتدا به هم صدمه می رسانند و به هم حسادت می ورزند، اغلب برای ایستادن دربرابرستم جامعه ی مرد سالار، ناچار هستند با هم متحد شوند و از یکدیگر پشتیبانی کنند.

|عاشقانه، سال 30، شماره 354|

تم خشونت در آثار جویس کرُل اُتز

جویس کرُل اُتز نویسنده ای بسیارپُرکار است که پنجاه رمان نوشته است و پنج بارفینالیست جایزه ی پُلیتزِر شده است. اومعمولاً گوشه چشمی به بخش تیره ی روح انسان دارد و آثارش سرشارازخشونت هستند.  درسال 1966، اُتز داستان  کجا می روی، کجا بوده ای؟ را منتشرساخت. این داستان که بیش از هراثر اُتز درگلچین های ادبی ظاهر گشته است،  مایه ی شهرت روز افزون وی شد. نووِلای  آب تیره  یکی دیگر از آثار موفّق اوبود که درسال 1992 فینالیست جایزه ی حلقه ی منتقدان کتاب آمریکا وسپس  فینالیست جایزه ی پولیتزر شد. برخی ازمنتقدان، آن را یکی ازبهترین آثارِ اُتز نامیده اند.

|عاشقانه، سال 31، شماره 368|

جویس کرُل اُتز، داستان سرایی پُرکار

رمانِ  ما مالوینی بودیم، بیست و ششمین رمان جویس کرُل اُتز بود، رُمانی درباره ی خانواده ای که صاحب همه چیز است: رفاه، چهره های زیبا، و احترام درجامعه. به نظرمی آید که آینده ای درخشان در برابرمالوینی ها قرار دارد. اما سیرحوادث، آنها را ازاوج خوشبختی به زیرمی کشد و تبدیل به افرادی تنها و گمشده می سازد. اما حتی دراوج استیصال، اعضای خانواده سعی دارند که راز این کج اقبالی را درک کنند و با کنارهم گذاشتن پاره های زندگی گذشته ی خود، دوباره به سلامت دست یابند. این رمان، درتاریکی روزنه ای از امید را جستجو می کند ودرپی شفای روح انسان است.

|عاشقانه، سال 31، شماره 369|

جنیفر ایگِن و بازدیدی ازجوخه ی اراذل

بازدیدی از جوخه ی اراذل،  رُمانی است ازنویسنده ی جوان، جنیفر ایگن که به غیراز ربودن جایزه ی پولیتزر درسال 2010، جایزه ی ملی حلقه ی منتقدان کتاب را نیز از آن خود کرد. این رُمان، مجموعه ای ازداستان های کوتاه است که وحدت موضوعی، آنها را متحد می کند. شخصیت های متفاوت درفصل های گوناگون این کتاب، درزمان های مختلف به هم می پیوندند و سرنوشت شان به یکدیگر گره می خورد، تا این صدا های جدا وپراکنده، با به همدیگرپیوستن، به اثری سمفونیک وچند صدایی تبدیل شود. شخصیت هایی که دریک فصل حاشیه ای هستند، درفصلی دیگربه شخصیت اصلی بَدَل می شوند. این رمان با بیان روایتی گیرا، و در عین حال عمیق، با خواننده ی خود ارتباط بر قرار می کند.         

|عاشقانه، سال 33، شماره 394|

لاورِنس فرلینگتی در صد سالگی اش

کتابفروشی «روشنایی های شهر» واقع در سَن فرانسیسکو، یکی از تاریخی ترین کتابفروشی های آمریکاست و یکی از دو بنیان گذار این کتابفروشی، لاورنس فرلینگتی در پیدایش جنبش بیت، نقش مهمی ایفا کرد. دوری از برج عاج نشینی و تجربه های ادبی نو، از ویژگی های این نهضت در دهه ی شصت قرن بیستم بود. زمانی که فرلینگتی به چاپ مجموعه اشعار «زوزه و دیگر اشعار» اثر اَلن گینزبرگ اقدام کرد، وی را به جرم چاپ مطالب مستهجن به محاکمه کشیدند، محاکمه ای که یک شبه، فرلینگتی و گینزبِرگ را در جهان معروف ساخت. دفاع از ماده ی اول قانون اساسی آمریکا، این محاکمه ی طولانی را به رویدادی سرنوشت ساز بدل ساخت ودر نهایت، فرلینگتی و بنگاه انتشاراتی او، از اتهامات وارده تبرئه شدند.

|عاشقانه، سال 35، شماره 409|

جک کرواَک و جنبش بیت در ادبیات آمریکا

اصطلاح «نسل بیت» برای اولین بارتوسط جک کرواَک درسال 1948 مورد استفاده قرار گرفت تا موضع گروهی از روشنفکران و نویسندگان  نیویورکی نسبت به واقعیات جهان امروز را توصیف کند؛ گروهی سر خورده از قرار داد های متداول اجتماعی که خواستار طغیان برضدّ کلیشه های سنّتی بودند. او خود بعد ها تأکید کرد که از دیدگاه وی، «نسل بیت» می توانست دارای کیفیت های روحانی باشد، نه آنکه چون جوانان مجرم و خلافکارعمل کند. فلسفه ی ضد مادی گرایی و کاوش درونی که توسط بنیان گذاران جنبش «بیت» چون کرواَک تبلیغ می شد، دردهه ی شصت تأثیر ژرفی برهنرمندانی چون باب دیلُن و گروه های موسیقی مانند پینک فلوید و بیتِل ها گذاشت. بسیاری از نویسندگان «بیت» به مرور به فلسفه های شرقی مانند  بوداییسم و تائوییسم گرویدند.

|عاشقانه|

دنیا به روایت جان اِروینگ

اثری که جان اروینگ را به شهرت رساند، «دنیا به روایت گارپ» بود. در این رُمان، اِروینگ چنان شخصیت های عجیب و نامتداولی را می آفریند و چنان وضعیت های تراژیک و درعین حال مضحکی را خلق می کند که خوانندگان مسحور داستان می شوند و می خواهند تا به پایان، به همراه آن بروند. جهان گارپ سرشارازدیوانگی و اندوه است. گارپ برای حمایت از کسانی که دوستشان دارد، بسیار تلاش می کند، در عین اینکه به آنها صدمه ی بسیار می رساند و صحنه هایی از داستان هست که به طورهمزمان خواننده را به گریه و خنده وا می دارد. این رُمان بعد از چندین دهه که از چاپ آن گذشته است وبه ویژه به واسطه ی فیلم بسیارموفقی که با بازیگری رابین ویلیامز براساس آن ساخته شد، هنوز در فهرست یکی از محبوب ترین رُمان های نیمه ی دوم قرن بیستم آمریکا قرار دارد.

|عاشقانه، سال 32، شماره 374|

سوزان سانتگ: راهیابی فرهنگ عامیانه به سلیقه ی مدرن

سوزان سانتگ از گروه نویسندگانی بود که پرچم دارسلیقه ای مدرن درعرصه ی هنری و ادبی گشت، چنانکه مردمی که حتی آثار او را نخوانده بودند، با چهره ی او آشنایی داشتند. آنچه که سوزان سانتگ را در مقایسه با اغلب منتقدین ادبی و هنری قبل از او یگانه می ساخت، استقبال وی از فرهنگ عامیانه بود. وی به جای دست رَد زدن به سینه ی این فرهنگ، به آن توجه معطوف داشت و در مانع غیرقابل عبور میان فرهنگ سطح بالا و فرهنگ عامیانه نقبی زد. ازنظرسانتگ، تماشای یک فیلم سطحی و فاقد کیفیت هنری اگر که بیننده به سطحی بودن آن واقف باشد، می تواند مجاز و حتی لذتبخش باشد.

|عاشقانه، سال 25، شماره 288|

فمینیسم و انقلاب در آثار سوزان سانتگ

در مقالات و مصاحبه های سانتگ در اوایل دهه ی 1970، به مرور لحن فمینیستی وی قوی تر شد. از نظر سانتگ، مردان داوطلبانه قدرت خود را تسلیم نمی کنند، همان گونه که هیچ طبقه ی حاکمه ای هرگز قدرت را به شکل داوطلبانه به زیر دستان خود تسلیم نکرده است؛ بدین ترتیب، زنان باید مردان را مجبوربه تقسیم قدرت کنند. دراواخردهه ی هفتاد، سانتگ با محکوم ساختن ایده های تندروانه، همچون تز های هربرت مارکوزه، اعلام کرد که روشنفکران باید ازسرزنش کردن بورژوازی برای همه ی معایب اجتماعی دست بردارند وبپذیرند که روشنفکران، خود بخشی ازطبقه ی حاکمه هستند وباید برای ایجاد جامعه ای عادلانه تر تلاش نمایند. تنها نکته ای که شاید هیچگاه تغییرنکرد، مخالفت او با جنبه های سودجویانه ی کاپیتالیسم بود.

|عاشقانه، سال 25، شماره 289|